که خوب شیم باهم
خوب بودیم
دیشب دیر کردم
رامنداد
رفتمخونه مامانش
اخرشبم با مامان برگشتمخونه لباسارو جمع کنمنذاشت برم
خاک تو سرم
میگه جمعه ها نرو سرکار
شبزود بیا
مغزم دیگه کارنمیکنه
حالم خیلی خیلی بده
خییلی خسته م
شاید بمیرم امروز
برچسب: نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 10:54
دلم میخواد حافظه مو پاک کنم
حتی خاطرات خوبمو
به ارامشش میارزه...
احساسم نسبت به زندگی خنثی ست
شاید دیگه دارم میبُرَم و حالیم نیست
برچسب: نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 10:54
خستگی عجیبی داره بهم غلبه میکنه
حفظ ظاهر دیگه اثری روی درونم نداره
حالم خرابه
کمبود عشق و محبت داره ریشمه مو میخشکونه
عقده ی یه قربون صدقه و نازکشی حسابی داره دیوونم میکنه
حالم خوب نیست
دیگه انگار هیچی روم اثر نداره
دلم یه تیر خلاصمیخواد
زندگی معنای خاصی نداره برام
کارم از روزمرگی گذشته
دارمبه تهش میرسم
کم اوردم
برچسب: نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 10:54
برچسب: نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 10:54
خیلی وقتا سعی میکنم روحیه مو خوب نگه دارم
ولی باز...از ته دلم..اونی که میخوام نیست
دیشب
خونه خواهرش
دم در وقتی خواستیم بریم گفت کفشمو تمیز کن
تمیزکردم
با پا هلش دادم حلوش که بپوشه
پاشو اورد بالا..لگد محکم زد تو گردنم!!!
که چرا با پا هلش دادی...
چون کفشش مارک بود!
ارزش یه کفش از دل شکسته ی من..از شخصیت من..بیشتره پیشش
کاش بمیرم
کاش
برچسب: نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 10:54
برچسب: نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 10:54
برچسب: نویسنده: مینا رضوانی تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 10:54